تبليغاتX
نقش پرنيان
چهارشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1384
اوج
من به هنگام باد بهاری

دل به نوای شور انگیزی بستم که

بی صدا و خاموش ترین فریاد جهان بود!

گاهی وقت ها یه سری چیزا از حجم زمان و مکان فراتر هستند.گفتم که حرف زدن اسونه اما وقتی باید حل شی میبینی که سخت ترین کار دنیاست.

زمان هایی هست که تو هیچ مطلق میشی.مطمئنا ارزش(( ادم)) اینقدری هست که اون که بالا سر تنهایی همه هست اونو ازاین لجن زار پوچ و هیچ نجات بده.اوستا راه و روش خودشو داره. برای هر کسی ( حتی حیوان صفت ترین ادم ها ) ریسمان خودشو میندازه پایئن.

فرض می کنیم این ریسمان یه ادم باشه و طنابی شده باشه برای رسیدن تو به خیلی جاها.حالا بعد از یه مدتی که تو به امنیت ذهن رسیدی بیان بهت بگن می خواهیم طناب رو ببریم .تو چه حالی میشی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

دوستی می گفت و میگه:(( اوایل فکر میکردم ازاین انسان های ریسمان وار به ندرت پیدا میشه اما حالا فهمیدم که نه این ط ور هام نیست.حالا تو هم غصه نخور که حل میشه همه چیز!))این جا بود که من هم تو دلم گفتم تو مو بینی و...

کیارش راست میگه همیشه همراه شدن کافی نیست.گاهی اوقات ما انسان ها به حس های بزرگتری نیاز داریم وخودمون خبر نداریم. .یه مواقعی حس مالکیت خیلی لذت بخش هست!

اینو می دونم که باید این طناب رو گرفت و ازش بالا رفت تا به همون اوج رسید((من اوج خود را گم کرده ام)) .اما ...اما ...اما گاهی اوقات این طناب گره کوری می خوره که نمیشه بازش کرد.

حالا با این اوصاف:

) (برای نگه داشتن چیزی که میدونی داری از دستش می دی .چی کار باید کرد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟))

هم چنان – یا حق-
+ نوشته‌ی سمیرا.
یکشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1384
هیچ
حرف زدن خیلی راحته...خیلی...تن به روزمرگی ندادن خیلی سخته..خیلی...

حرف های روشن فکرانه زدن شکستن عادت هست ایا؟؟؟؟؟؟؟؟

تمام نوشته های نقش پرنیان از دفتر روزمرگی های یه ادمی هست که هنوز کیهان بچه ها میخونه.

تموم این حرفا به کنار .یه سوال دارم هر کسی که خوند این صفحه ازکیهان بچه ها رو(!!!)جواب این سوات بی جواب ما رو بده:

((برای نگه داشتن چیزی که میدونی داری از دستش می دی .چی کار باید کرد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟))

شی یا فرد یا افراد با .....؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

((ببین تا یک انگشت از چند بند.........................به صنع الهی بهم در فکند))
((پس اشفتگی باشد و ابلهی.........................که انگشت بر حرف صنعش نهی))

فعلا همون –یا حق-
+ نوشته‌ی سمیرا.
چهارشنبه چهاردهم اردیبهشت 1384
لوووووووووووووووووس بازار!
این چه وضعی که هر کی کامنت میذاره نه اسم داره نه رسم؟؟؟؟؟؟؟؟

خودم

مهمان

پیگرد و .... ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
ای بابا هی من هیچی نمیگم شمام هیچی نگین ها!!!
+ نوشته‌ی سمیرا.
دوشنبه دوازدهم اردیبهشت 1384
از کجا تا کجا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
کسی گقت پروانه را کای حقیر.......................برو دوستی در خور خویش گیر

رهی رو که بینی طریق رجا.............................تو و مهر شمع از کجا تا کجا؟

سمندر نه ای گرد اتش مگرد...........................که مردانگی باید انکه نبرد

ز خورشید پنهان شود موش کور...............................که جهل است با اهنین پنجه زور

کسی را که دانی خصم تو اوست.......................نه از عقل باشد گرفتن به دوست

....

سر انداز در عاشقی صادق است.......................که بد ز هر ه بر خویشتن عاشق است

دوستان عزیز من همینه که بجز این نیست.بنا بر این اینقدر بحث های متفرقه نکنیم و لاف عشق نزنیم.

هر چند عشق لاف اش هم لیاقت میخواد!!!!!!!!!!!!!!!
+ نوشته‌ی سمیرا.