فریاد من همه گریز از درد بود...
حصار ؟؟؟
در تعریف این لغت در فرهنگ عمید امده: دیوار ،بارو،...
می تونیم تعریف کنیم که اصولاً دور چه چیزایی ما آدم ها دیوار می کشیم؟خوب، دور محل زندگی مون و ...
از این قبیل جواب های مزخرف زیاد میشه داد.اما چیزی مبخوام بگم اینکه هر ادمی دور خودش هم حصار هایی داره .بنا کننده ی این دیوار چیزی هست به نام اعتقادات و افکار.حالا چقدر این اعتقادات و افکار سرمنشا حقیقی و رئال دارنش مهم نیست.مهم این هست که هر کسی مجوز ورود به این حریم ها رو پیدا نمی کنه.گفتم حریم!در واقع این حصار ها هستن که نگهبانان حریم ها هستن.ادم ها اغلب دوست ندارن که کسی با پا گذاشتن به این مرز شخصی تنهایی شون رو خراب بکنه.البته همیشه هم کسانی هستن که تابلوی :
((Please, don’t disturb ))
رو نادیده می گیرن و موجبات ناراحتی ادم رو فراهم میکنند.
اما گروه دیگری از ادم ها هم هستن که بامحترم شمردن این مرز حتی درخواست اجازه ورود هم نمکنند.به همین علت هست که افراد برای محترم و عزیز میشن.این احترام متقابل به« من» چنین فرصتی رو میده که افراد رو تحلیل کنم و خودم برای صدور ورود نامه شون اقدام کنم.
اتفاقاً تو زندگی خود من هم از این قبیل انسان های محترم و یا نا محترم (نمی دونم می شه به همشون لقب انسان داد یا نه؟)زیاد بودن.گاهی اقات راجع به این فکر میکنم که ای کاش این افراد محترم قدری جسارت به خرج می دادن امّابه قول دوستی اگر این ادم ها از ابتدا چنین جسارتی رو داشتن هرگز ارزش فعلی شون رو پیدا نمیکردن.
و این حرف کاملا صادق هست.
پیوست:من واقعا از این همه بندگان خدا متشکرم که من رو با سبک نوشتنم (چرت و پرت ،شعر،...)اشنا کردند .و باید بگم واقعا خوشحال میشم که در حکم شاگردی همه اون هایی که حتی جرئت ندارن اسمشون رو بنویسم چرت و چرند های خودشون رو بخونم!!!
فعلا