یک شمع سفید برای من ویک شمع سفید برای تو.
شمع ها رو روشن میکنم.میبینی ،از علامت جمع استفاده میکنم!هستی؟
کبریت میزنم…«خرمن من با شعله ی تو اتش می گیرد،ببخشید کبریت دارین؟؟؟»
باد می اد از پنجره ی نیمه باز.سایه ی شمع ها روی دیوار بلند و کوتاه میشه.
***
یکی داره کتاب می خونه.«کی اون جاست؟»
…
زیر تخت کتابی افتاده:
- «من چی؟»
- «شما طوفانید.»
سورمه گفت:«اول خودم باهاش نابود میشم .این طور نیست؟»
ایدین گفت:«نه.چون طوفان هیچ وقت نابود نمیشه.»
سورمه گفت:«من یک زنم.»
ایدین گفت:«غوغا.»
…
این کتاب مال کیه؟من خوندمش؟تا حالا دیده بودمش؟شاید اسمشو شنیده باشم؟
چی می گی؟؟؟تو این کتاب رو بارها زندگی کردی…از ازل تا به ابد…
***
مداد رنگی ها روی میز…کاغذ های رنگی…ادم های رنگی …
یاد تو می افتم…من هم؟و تو؟ما نیز!
اولین گل شمعدونی .مداد هم رنگش.
(( گفته بود:«اگر من بخواهم شعری بخوانید می خوانید؟»
- «لازم است حتما سر به سر من بگذارید؟»
- « نه .من چنین قصدی ندارم.من فقط می خواهم یک شعر بشنوم.اگر دوست ندارید ملزمتان نمی کنم.» ))
نوشتم:
« بیا که در غم عشقت مشوشم بی تو
بیا ببین که در این غم چه نا خوشم بی تو»
***
باد کاغذ رو انداخت زمین .خم شدم.زیر میز یه قاب عکس به پشت افتاده،برش می گردونم:
خالیه!
***
از خواب می پرم.مادر با نگرانی میگه: « -و فاصله،تجربه ای بیهوده ست- یعنی چی؟؟؟»
***
بارون.رگبار.طوفان.رعد و برق…!
راستی می دونستی از رعد و برق در شب می ترسم؟؟؟باز هم باد وباد و باد و…
میدونم چی کار می خواد بکنه.میگم:«هیس!ارومتر،چه خبرته؟»
ناله میکنه…زوزه میکشه…
سایه رو دیوار تا اطلاع ثانوی کوتاه کوتاه میشه…
***
دوباره کبریت میزنم:
یک شمع سیاه برای من و یک شمع سیاه برای من…
Ino parsal neveshte budam ,man na…kelke khiyal neveshte bud!
Emsal mikhunameh dobare.rast migan ke tarikh tekrar mishe,amma in bar
Khodagah ya nakhodagah varede bazihaye pichideyi shodam…baziyi ke hatta nemidunam naghshesh monasebame ya na…bazi ke nemidunam az koja shoroo shod va be koja khatm khahad shod.hichi nemidunam,in az hame badtare.
Gahi oghat nemidunam in zamine ke zire paye man milarze ya manam ke rooye in zamin milarzam…
Har chi ro ham nadunam ino khoob midoonam ke nemikham ye adat sham…ye tekrar…tekrari ke age man nabudam zapasi bashe bara jobranam,age intor bashe hamoon nabasham behtare.
man nemikham jaye kase digeyi basham!
Negam kon…khoob negam kon …man khodamam!
Na hich kase dige!