
بعضي وقتا كه دير ميرسه،ميگه:«اوه،ببخشيد!خواب موندم.هيچ كسم خونه نبود بيدارم كنه.»
- هه ! منظورت اينكه مثلا بقيه ي وقتا بيداري؟
سري به تاسف تكون مي ده .مي خنده.
- آره...مثلا...
- هي ي ي ي ي!ما كه خيلي وقته خوابيم... و درست همون زماني كه فكر مي كنيم بيداريم در حال تغيير فاز تو خوابيم.هممون خوابيم و اين عمق خوابمون كه با هم فرق داره.خيلي وقته كه مرديم...آخه دنياي زنده ها با ماها خيلي فرق داره...از نظر هیئت حاكم ، هیئت محكوم و هیئت منصفه همه چيز با هم فرق داره...خواب...اشتباه...تفنن...
ذهن تقريبا قابل قبولي داره.سريعا مي پرسه :
- اصلا تعريف گناه چيه ؟
- هه ! كل ماجرا همينه...بر خلاف حق رفتن!
- حق رو كي تعيين مي كنه؟
- ...خدا!
آخه مي دوني كه...از نظر هیئت حاكم ، هیئت محكوم و هیئت منصفه همه چيز با هم فرق داره...
پ. ن: تشكر ويژه از معين عزيز بابت ساخت قالبم!