
آهاي!آهاي پيامبر آخرالزمان!
حواست هست كه معجزه بايد درخور باشد ؟
عصاي چوبيت مار شود به درد نمي خورد.نمي دانم.آتشي را گلستان كن. مثلا مرده اي زنده كن.شق القمري،چيزي.
اما نه...مكتوب.كتاب.سخن.آري اينها بهتر است.
معجزه اي كن كه ماندگار باشد.امن باشد و آرامش پخش كند.
حرف بزن.معجزه كن و حرف بزن.
نگاه كن!مرگ دارد هر روز ما را بيشتر در هواي خود نفس مي كشد.پيامبر آخرالزمان ما در روزهاي كفران بودن و مهر باش و معجزه كن.نگاه كن!مرگ وقيحانه به من زل زده است.معجزه كن.
مپندار كه زمزمه هاي پنهاني ِ درگوشي بهترين حرفهاست.بيشتر به آني گوش فرادار كه بي پرده مي شنوي.
روزها و ماه ها و ثانيه ها دارند مثل صابون از دستمان ليز مي خورند.حواست هست ؟