تبليغاتX
نقش پرنيان
یکشنبه سیزدهم اردیبهشت 1388
از سفيدمويان دوستداشتني و شيرين سخن
دير رفتيم.گفتم:استاد بيرون بوديم،حاضري مارو مي زنيد؟

خنديد و طبق عادت هميشگيش جاي تيك ضربدر زد.رفيق روزهاي خوب و بدم از او پرسيد:استاد اين ضربدرها يعني بودن يا نبودن؟

نگاه نكرد و گفت: دتس د ِ پرابلم!

گفتم: نه استاد!اين روزها مساله بودن يا نبودن نيست.ماندن يا نماندن است!

گفت:ماندن كلا مساله مهمي است.

گفتم: بله!همه مي تونن باشن،اما همه نمي تونن بمونن.

جملم به مذاقش خيلي خوش آمد.خنديد.خيلي لبخند معني داري زد.من هم خنديدم.

استاد عزيز سفيد موي دوستداشتني و شيرين سخن دانشكده،غلامرضا جمشيد نژاد اول

+ نوشته‌ی سمیرا.