از این می هراسد که سیستم عصبی اش از کار افتاده باشد.درد و شادی را حس نکند...
از این می هراسد که احساسش دیگر هیچ دردی را حس نکند.از این که دلش دیگر هیچ جا نلرزد.
از حاکم شدن "منطق محض" بر ذهنش می هراسد.